سيد محمد باقر شفتي
44
تحفة الأبرار الملتقط من آثار الأئمة الأطهار ( فارسي )
شخص ، و مفروض اين است بعد از رسيدن به محل ركوع و سجود متمكن از ركوع و سجود نيست ، پس به مقتضاى دليلى كه دلالت مىكند بر اين كه هرگاه كسى متمكن از ركوع و سجود به طريق معهود نباشد منتقل مىشود به ايماء بدل ركوع و سجود ، اين شخص نيز چنين خواهد نمود . و تجويز عدول از قيام به قعود با تمكن از قيام به جهت آن كه ركوع او به طريق معهود شود بى معنى است ، نظر به اين كه تكليف به هر چيزى در محل او به حسب طاقت و قدرت مكلف است ، مفروض اين است اين شخص در محل اين قيام متمكن از قيام هست و در محل ركوع و سجود متمكن از ركوع و سجود نيست ، پس مطلوب در حق اين شخص قيام است نظر به تمكن از آن ، و ركوع و سجود نيست نظر به عدم تمكن از آن . به علاوه مىگوئيم : أهميت ركوع و سجود به طريق معهود بالاضافه به قيام غير ركنى مسلم است ، اما بالاضافه به قيام ركنى مسلم نيست ، بنابر اختيار قعود لازم مىآيد رفع يد از قيام در ضمن تكبيرة الاحرام و قيام متصل به ركوع ، كه در فرض مذكور عبارت است از قيام متصل به ايماء بدل ركوع هر دو در ركعت أولى و ثانى در ساير ركعات ، پس از آنچه مذكور شد مشخص شد أهميت ركوع و سجود به طريق معهود در ما نحن فيه مسلم نيست ، بلكه ركوع و سجود به طريق معهود در صورت مفروضه ممنوع و غير مأمور به است ، پس هرگاه اختيار نمايد نماز باطل خواهد بود . مبحث ششم در بيان ركوع كسى است كه نماز او نشسته است بدان كه هرگاه كسى كه اختيار جلوس نمود در نماز ، اگر متمكن بوده باشد